الحاج ميرزا أبي الفضل الطهراني
72
شفاء الصدور في شرح زيارة العاشور ( فارسي )
وخبري ديگر نيز در ( روضه كافى ) ( 1 ) از عبد الله بن مسكان كه از أصحاب اجماع است از أو نقل كرده كه دلالت بر علو مرتبه أو دارد ، واز مجموع اين امارات عدالت وجلالت أو أظهر من قرن الغزاله است ، علاوة بر اينكه روايت ابن مسكان ويونس خود اماره مدح است ، وابن أبي عمير كه از غير ثقات نقل نمىكند از أو روايت كرده ، واين خود دليل مستقلى است بر عدالت أو چنانچه جماعتى از أساطين بنابراين گذاشتهاند ، وهم در رساله مذكوره مشروحا ما بيان كرده أيم ، ونظر به آنچه گفتهايم علامه وشهيد " قدس سرهما " در كتاب مواريث حكم به صحت حديث أو كرده اند . بالجملة حديث به طريق ثاني حسن است ، چه حسن حال صالح بن عقبه را اجمالا بيان كرديم ، ومحصل اين فصل آنست كه صدر اين حديث مبارك را چند نفر از أصحاب باقر وصادق " عليهما السلام " نقل كرده اند : عقبه بن قيس وعلقمة ابن محمد ، ومالك جهنى ، ومتن زيارة شريفه را علقمة از حضرت باقر عليه السلام نقل كرده ، وصفوان از حضرت صادق عليه السلام به سندى كه وصف أو را شنيدى ، ودر كتب معتمده معتبره متكرر الورود است . ودعاى آخر را صفوان روايت كرده ، واين كه مشهور شده به دعاى علقمة وجهي ندارد وغلط است ، بالجملة اعتبار سند روايت محل شك نيست ، وعمل شيعه در تمادى اعصار وتطاول أيام به اين روايت بوده ، وأو را از أوراد لازمه وأذكار دائمه خود غالبا قرار داده اند ، واز انضمام اين قراين مقطوع الصدور است ، با وجود اينكه بعضي سندهاى أو صحيح وبعضي ديگر حسن است ، وفي الجملة در وثاقت سند أو بر مشرب تحقيق به هيچ وجه جاى تأمل نيست لهذا احدى از علما در اين جهت سخنى نگفتهاند وتأملى نكرده اند .
--> ( 1 ) ص 146 حديث 122 .